الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

381

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

مباحث اصلى باب نهم مىشويم در اين باب سه امر مورد بحث است : مبحث اول از سه مبحث اصلى باب ، دربارهء جمع عرفى است كه نام ديگر آن به تعبير شيخ انصارى جمع مقبول است و نام سومش جمع دلالى است ، در اين رابطه چهار نكته قابل توجه است : 1 . معنا و مفهوم جمع عرفى ، اسامى آن و وجوه تسميه آن ؛ 2 . مواردى كه اجماعا از مصاديق جمع عرفى است ؛ 3 . مواردى كه اجماع از مصاديق جمع عرفى نيست ؛ 4 . مواردى كه اختلافى است كه آيا از مصاديق جمع عرفى هستند يا خير ؟ . نكته اول : جمع عرفى عبارت است از وجه‌الجمعى كه مورد قبول عقلاى عالم و عرف عام است و تودهء مردم در گفتگوهاى خود بناى عملى بر اين جمع دارند از قبيل خاص و عام كه در نزد اهل محاوره خاص قرينه عام است و لذا به وسيلهء خاص عام را تخصيص مىزنند و عام را حمل بر خاص مىكنند و از قبيل رايت اسدا يرمى كه در نزد عقلا كلمهء يرمى قرينه است بر اينكه مراد از اسد رجل شجاع است ، حال اين جمع را جمع عرفى گويند چون عرف چنين جمعى دارند و نيز جمع مقبول گويند چون در نزد عرف اين جمع پذيرفته شده و نيز جمع دلالتى گويند چون اين جمع مربوط به دلالت دو دليل است و ربطى به سندها ندارد ، سپس مصنف مىگويد : آن مواردى كه جمع عرفى در كار است در حقيقت و واقع دو دليل متعارض نيستند ، بلكه يك تعارض ظاهرى و صورى است كه به مجرد جمع بين آن دو اين تعارض مرتفع مىگردد ، دليل مطلب آن است كه هنگامى ما به سراغ قول به تساقط يا تخيير در متعادلين مىرويم كه در اخذ به دو دليل متحير باشيم و نتوانيم به هر دو ملتزم شويم ، همچنين هنگامى در متعارضين متراجحين سراغ اخذ به راجح مىرويم كه در عمل به هر دو مردد باشيم و نتوانيم به هر دو عمل كنيم و آن در مواردى است كه جمع عرفى ميان دو دليل ميسور نباشد و گرنه عرف مردد نمىماند ، بلكه بين آن دو را جمع نموده و آن دو را به يكديگر التيام مىبخشد و در نتيجه نوبت به اخذ به راجح يا تخيير يا تساقط نمىرسد ، به عبارت ديگر ، هرگاه تعبد به هر دو دليل متعارض مستحيل بود